![]() |
![]() |
|
| وبلاگی برای کسانی که می خواهند با عشق زندگی کنند... |
|
هر كسي گمشدهاي دارد. بعضيها بدنبال گمشدهشان ميگردند، اما بعضيها بيخيالش شدند.
ما ميخواهيم گمشدهمان را پيدا كنيم. اعضای گروه اینترنتی Xsearch، جويندگاني در مسير «شدن» هستند. جويندگاني در مسير آگاه شدن، آرام شدن، سبك شدن، پرواز كردن، و در نهايت انسان شدن ... این نوشته عینآ از وبلاگ "جستجوی مبهم" (X-Search) انتخاب شده است. آدرس وبلاگ: http://www.xsearch.blogfa.com خوب... من تبلیغش رو در پرشین بلاگ دیدم و بعد که وبلاگشون رو نگاه کردم خوشم اومد. احساس می کنم اگر ایده هایی مثل این رو حمایت کنیم می تونیم به نوعی همخونی در افکار و ایده هامون برسیم. در واقع حس کشترکمون رو تقویت می کنیم تا آرزوهامون رو برآورده کنیم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 23 مهر1385ساعت 6:38 بعد از ظهر توسط |
|
|
امشب هوای کوفه نفس گیر می شود
دلشوره های فاطمه تعبیر می شود آن سفره ای که هیچ زمان رنگ و بو نداشت دعوت به کاسه های پر از شیر می شود در انتظار عابر این کوچه های تنگ باور کنید پنجره هم پیر می شود چون حجم غم بزرگ تر از بی نهایت است یکباره بغض چاه گلوگیر می شود گویا دوباره فکر یتیمان شهر نیست فرقی که باز تشنه ی شمشیر می شود |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 20 مهر1385ساعت 7:25 بعد از ظهر توسط زهرا مومنی پور |
|
|
اولین جلسه قرآن فارسی بدون پیش زمینه فکری فردا برگزار می شود.
موضوع: سوره الانسان – جزء 29 – 31 آیه. زمان: چهارشنبه 19 مهرماه – ساعت 4 بعد از ظهر مکان: دانشکده فنی (در مورد مکان دقیق با من تماس بگیرید)
توضیح: لطفآ قبل از جلسه آیات این سوره را حد اقل یک بار بخونید. لینکش رو براتون گذاشتم (اینجا کلیک کنید). شاید 5 دقیقه هم طول نکشه. ولی روی آیات فکر کنید. ببینیند چی میخوان بهتون بگن. و چی می تونید ازشون بگیرید. برای اینکه بازده جلسات بالا بره می تونید یادداشت هایی از برداشت شخصیتون داشته باشید و همین طور سوالاتی که تو ذهنتون ایجاد میشه. تا در جلسه مطرح کنید و درباره اش بحث کنیم.
تذکر: پرینت ترجمه فارسی این سوره در اختیار همه قرار می گیره. پس نیازی نیست چیزی همراهتون بیارید. منتظر حضور گرمتون هستیم. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 18 مهر1385ساعت 12:12 بعد از ظهر توسط |
|
|
"این کتابی است بی هیچ شک برای هدایت پرهیزکاران"
صاحبدلان! امشب واقعآ دیدن این سریال روی من تاثیر گذاشت. از اون زمان هایی که وقتی دیالوگ های فیلم رو می شنیدم واقعآ میخکوب شده بودم. عجیب این سریال با احساسات من همخونی داره! قبل از ماه رمضون فکر کردم کاش امسال ماه رمضون رو یه جور متفاوت بگذرونم. تصمیم گرفتم جلسات قرآن فارسی بذارم. (عجب حوصله ای دارم، نه؟!) هنوز نتونستم وقتی رو به این کار اختصاص بدم و یه احساس ویژه بهم میگه به خاطر اینه که خیلی برامون سخت و دور از دسترسش کردن. همیشه فکر می کنم باید یه آمادگی خاصی برای خوندنش داشته باشم. راستش من هنوز نمی دونم که آیا به قرآن، و خدایی که اسلام معرفی کرده اعتقاد دارم یا نه. نوشتن این حرف ها کمی ترسناکه! شاید باعث بشه بی خودی سرمو به باد بدم... ولی باید بگم خیلی خرابش کردن. گرچه مطمئن نیستم که آیا اصلآ درست بوده یا نه؟! آره. صدر اسلام تو فیلم محمد رسول الله خیلی قشنگ بود. اما فیلم بود دیگه نه؟! تاریخ همیشه دروغ میگه. چرا انتظار داریم هر چی که میشنویم راست باشه. تازه گیرم که راست باشه! مگه قراره تاریخ و قوانینش همیشه ثابت بمونه؟ دوست دارم ببینم خدای اسلام چی گفته به ما! یادمه از دبیرستان با بچه ها سر همه اعتقاداتشون بحث می کردم. همیشه من یه طرفم و بقیه اون طرف! چون من متاسفانه از این که اعتقادات چندین و چند ساله آدم ها رو زیر سوال ببرم نمی ترسم. هیچ وقت ادعا نمی کنم اون ها اشتباه می کنن یا من درست میگم. فقط میخوام بدونم چرا به خاطر چیزی که نمی دونن تعصب به خرج میدن؟ چرا به چیزی که بهش باور ندارن (یا اگر دارن دلیلی برای باورشون ندارن!) عمل می کنن؟ چرا نمیخوان بپذیرن دین رو هم مثل فرهنگ از پدرانشون به ارث بردن؟ چرا نمیان بالا تا از بالا ببینن؟ توی یه بحثی یکی از دوستام بهم گفت بعضی از حرفات نشون میده که تو اصلآ به افکار دموکراتیک خودت هم پایبند نیستی. به اون گفتم و الان هم میگم. شما رو به خدا به حرف های من بدون در نظر گرفتن گوینده اش فکر کنید. من برای اثبات حقانیت خودم چیزی نمی گم. فقط میخوام بدونم چرا ما تسخیر شدیم؟ چرا ما به بندهای اسارت فکرمون چنگ نمیندازیم که پارشون کنیم؟ اگه یه عده میخوان که من و تو یه جور خاصی فکر کنیم چرا به این بهانه که وقت نداریم و حوصله نداریم به خواسته اونها تن میدیم؟ چرا حتی تصور اینکه شاید همه حرفهایی که این همه سال در مورد دین و پیامبر و امام شنیدیم فقط یه فریب باشه برای ما وحشتناکه. میشه فکرتون رو از همه دونسته ها پاک کنید؟ مگه همین شماها نیستید که همیشه میگید ما تحقیق نکردیم؟ پس این همه اعتقاد و دفاع رو از کجا آوردید؟ اگه چیزی نمی دونید چرا پذیرفتن رو به رد کردن ترجیح میدید؟ شاید فکر کنید نماز و روزه باعث میشه آدم های بهتری باشید. ولی واقعآ این دیگه ثابت شده که خوبی هیچ ربطی به این اعمال نداره. اگر داشت ایرانی ها و عرب ها بهترین آدمهای دنیا بودن! خودتون قضاوت کنید. پس من واقعآ از صمیم قلب از همه میخوام فکر کنند. حتی همون خدایی که شماها به اینکه کتابی به اسم قرآن حرفهای اونه (نمیگم که من اعتقاد ندارم!) بارها توی همون کتاب بهتون گفته که فکر کنید. اگه قراره فکر کنید تا به همون نتایجی برسید که تو رساله و تفسیر قرآن نوشته پس چه نیازی به فکر کردن شماست؟ پس چرا خدا نگفت یه عده فکر کنن و بقیه از نتایج فکر اونها استفاده کنن؟ بعضی ها میگن قرآن کتاب علمیه و باید متخصص داشته باشه!!!! با این حرف به هیچ وجه نمیتونم کنار بیام. آقا و خانم محترم کتاب علمی رو برای همه بشریت تالیف نمی کنن. وقتی توی قرآن میگه: "ای مردم" خطاب به یه گروه دانشمند نمیگه که میفهمه منظور خدا چیه. اونهایی که ادعا می کنن اسلام کاملترین دین هست چرا نتیجه این بهترین دین فقر و عقب موندگی هست؟! اگر میخواید بگین چون بهش عمل نمیشه ازتون می پرسم چرا به دینی که نمیشه بهش عمل کرد ایمان دارید؟ اگه میگید میشه ولی ما عمل نمی کنیم عذر بدتر از گناهه! ولی با این همه به نظر من مگه شما مریضید که به دینی که اعتقاد دارید عمل نمی کنید؟ شریعتی میگه دینی که به درد زندگی شما نخوره بعد از مرگ به هیچ درد نمی خوره. پس کو تاثیرش در دنیا؟! چرا نمادهای دینتون رو به من نشون نمیدید؟ چرا نمیگید مثلآ فلانی مسلمون بود و به خاطر دینش فلان تاثیر بزرگ رو در تاریخ گذاشت و در سرنوشت قوم بدبختش تغییری ایجاد کرد؟ آدمهای گنده دینتون مگه آیت الله ها نیستن؟ کدوم آیت الله کشورتون باعث رشد و پیشرفت شده؟ کدومشون جلوی ظلم و فساد رو گرفته؟ کدومشون داره با حق کشی و رانت خواری مبارزه می کنه؟ کدومشون از حق خودش به خاطر مردمش گذشته؟ به فرض هم که کسی رو اسم ببرید که این کارو کرده، پس چرا نتیجه اش رو نمی بینیم؟! پس چرا همه چیز از سی سال پیش بدتره؟ چرا هیچ تغییر مثبتی نداشتیم؟! شما رو به خدا نگید استقلال پیدا کردیم! کدوم وسیله رو خودتون تو کشورتون میسازید؟! سمند؟!!! یا پیکانی که تا پارسال هنوز داشت تولید می شد؟!!! اما آیا بدون اسلام نمیشه به این استقلال و پیشرفت رسید؟ آیا کشوری مثل چین که الان از همه دنیا بی نیازه از طریق اسلام به اینجا رسیده؟ شاید بگید همه اش که رفاه مادی نیست رشد و تعالی معنوی هم مهمه. آرامش روح و تزکیه نفس هم برای زندگی خوب (چیزی که به عقیده خیلی ها اسلام و همه ادیان برای برقراری اون فرستاده شدن) لازمه. بله. اما شما صبح که از خواب پا میشید و با تاکسی یا اتوبوس به دانشگاه یا هر جای دیگه میرید رنگی از آرامش و معنویت می بینید؟ حتی تو این ماه که خیلی ها به حساب خودشون دارن سعی می کنن آدم خوبی باشن. پس لطفآ بیخودی دفاع نکنید. بی خودی سعی نکنید همه چیز رو طور دیگه ای جلوه بدید. نشینید تمام بدی ها رو خوب تفسیر کنید. یه روز با یکی از فامیلا راجع به نظام احمقانه کنکور ایران بحث می کردیم، با اینکه فوق لیسانس بود و جزو روشنفکرین هم محسوب می شد به من گفت خوبی کنکور اینه که بچه ها سرشون به درس مشغوله و دچار فساد نمیشن!!!! چه دلیلی واقعآ. از این دلایل زیادن. آره. من هم قبول دارم! ازتون خواهش می کنم اگه تا آخر این متن طولانی رو خوندید یه کم فکر کنید. فکر کنید. بیشتر فکر کنید. بهتون گفتن دیوونه میشین اگه زیاد در مورد این چیزا فکر کنید نه؟!!! بهتون قول میدم دیوونه نمیشید. نمی خوام عقاید کسی رو مسخره کنم. باور کنید اگه فکر کنید شاید به همین دین اعتقاد پیدا کنید. و شاید راه نجات رو پیدا کنید. اما اون موقع میدونید که فکر کردید. من شاید اصلآ آدم خوبی نباشم. شاید همیشه فقط حرف می زنم. شما رو به خدا بی خیال من بشید و برید رو همون آیات کتاب آسمانی خودتون فکر کنید. بدون هیچ پیش زمینه ای. اگه شب ها وقت داشتید ساعت 8:30 شبکه 1 سریال صاحبدلان رو ببینید. اگه خواستید تو جلسات قرآن بدون پیش زمینه فکری ما شرکت کنید با من تماس بگیرید. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 13 مهر1385ساعت 10:5 بعد از ظهر توسط |
|
|
من زندگی رو دوست دارم
زندگی هم منودوست داره چون من انتخاب شدم که زنده باشم ولی چرا هیچکس بودنم یادش نمیاد؟ کسا ییکه همیشه به بودنشون فکر میکنم!!!! "گاه گاهی که دلم می گیرد
به تو می اندیشم
خوب در یادم هست
تو همه سنگ و نگاهت بیرنگ
تو چون کوه یخی همه را خشکاندی"*
![]() *این ماله من نیست *مرسی یاسین جان |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 11 مهر1385ساعت 7:7 قبل از ظهر توسط مونا رضایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
زندگانی سیبی است... گاز باید زد با پوست!
کسانی که دوست دارن در این وبلاگ بنویسن به من ایمیل بزنن... |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 |
| نویسندگان |
|
موفو صبا علوی نوشین شفقی مرتضی قائم پناه زهرا مومنی پور مسعود مس فروش مونا رضایی سینا غیبی (س.سکوت) مریم ثابت مسعود علوی مقدم |
| پیوندها |
|
رد پا موفو هوتار قورباغه مترسک سوسک باران خیال هادی تونز جوهر سیاه دکتر شیری پنیر خامه ای مداد زرشکی ستاره ی تهنا دسته ی کاغذ عروسک کوکی کتابچه کارتون آیناز زندگی بچه فرشته ها |
| آمار وبلاگ |
|
اونایی که الان هستن: اونایی که تا حالا اومدن: |
|
RSS
|